|
|
|
|
● لينکدونی |
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● وبلاگها
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● لينکهای ورودی |
|
◊
◊
◊
|
|
● آمار بازديدکنندگان |
|
امروز: ۸۴۰
بازديد
ديروز: ۲۲۴۳ بازديد
اين ماه: ۱۵۸۳۰ بازديد
از ابتدا: ۱۸۹۰۳۷۱ بازديد |
|
Powered by |
|
|
|
|
|
|
|
۰۱ شهريور ۱۳۸۸
. |
|
|
همهی ما خانوادهی مستندیم! |
.
|
|
|
چند روزی است که از انتشار نامه مستندسازان در تحریم جشنواره «سینما حقیقت» میگذرد. در این چند روز بارها خواستم مطلبی در مورد همهی اتفاقات این قضیه بنویسم اما در وضعیت فعلی میدانستم که به یقین گفتههایم معکوس تعبیر خواهد شد. از میان 136 نفری که این نامه را امضا کردهاند حدود 90 نفر را به سلاموعلیک میشناسم و باقی را دورادور. بسیاری از امضاکنندگان این نامه دوستانم هستند یا مستندسازانی که واقعا برای سینمایشان احترام قائلم. یکی از این دوستان رضا بهرامینژاد عزیز است که با مستند آقایان پرندهاش زندگی کردهام و همیشه به هوشش در مستندسازی و البته تدوین احترام گذاشتهام. رضا بهرامینژاد امروز در وبلاگش یادداشتی با عنوان «خانواده ماییم» در واکنش به اظهارات فرید فرخنده کیش مشاورمدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نوشته است. در بخشی از این یادداشت آمده: «این روزها دوباره حرف از خانواده سینمای مستند شده و این که چرا ما با بیانیهمان، حرفهای داخل خانه را به بیرون از آن بردهایم. راستش حالا باید پرسید کدام خانواده؟ آیا این صد و چهل معترض (که راهی جز اعتراضی این چنینی برایشان نمانده) همان خانواده مورد نظرند یا همکارانی که از بالا (حتی با قصد خیر) برای ما خانه و خانواده را معنی میکنند؟» روحیهی حقطلبی و حقیقتجویی مستندسازان را دوست دارم. اصلا همین روحیه ویژگی مستندسازی است. اما احساس میکنم مستندسازان عزیز ما باید گاهی مواظب غلبهی روحیه حقطلبیشان به حقیقتجویی باشند. اصلا نمیخواهم در مورد نامهی اعتراضی مستندسازان یا اظهارات مشاورمدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره جشنواره «سینما حقیقت» نظری بدهم چون به نظرم نوشتن در موردش احتیاج به گذر زمان دارد. اما در مورد «خانوادهی مستند» چون به تعبیر رضا بهرامینژاد عزیز آن بالا نیستم و به واسطه حضور پنجسالهام در «پایگاه خبری فیلم کوتاه» مستقیما با سینمای مستند و فیلم کوتاه در ارتباطم؛ فکر میکنم آنقدر حق دارم که از این پائین بگویم به نظرم من هم مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که بانی جشنواره «سینما حقیقت» هم هست، جزو خانوادهی سینمای مستند ایران است. بسیاری از فیلمسازان عرصه سینمای مستند و کوتاه میدانند که لااقل در دو سال گذشته هیچ رابطهی مادی و معنوی میان «پایگاه خبری فیلم کوتاه» و مرکز گسترش وجود نداشته است. ضمن اینکه برخی از دوستان و کارکنان این مرکز نیز طی این دو سال از تمام توانشان برای ضربه زدن به «پایگاه خبری فیلم کوتاه» استفاده کردهاند. در تمام این دو سال با وجود اینکه از خیلی اتفاقات پشت پرده باخبر بودیم و خیلی راحت میتوانستیم جواب دوستانی را که دو سال برای نبودنمان تلاش میکردند را بدهیم، ترجیح دادیم به خاطر حفظ منافع سینمای مستند، سینمایی که عاشقانه دوستش داریم، سکوت کنیم. اما این سکوت طولانی باعث نمیشود که لااقل امروز اینجا ننویسم که نقش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سینمای مستند را نباید و نمیشود نادیده گرفت. مثل رابطهی مرکز گسترش با مستندسازان ما مثل پدر و فرزند است. پدری که سالها خرج و مخارج زندگی فرزندانش را میدهد تا رشد کنند و بزرگ شوند اما وقتی بزرگ میشوند شکاف بین نسلها و عقاید متفاوت از هم دورشان میکند. آنها از هم دور میشوند در حالی که هیچ کدام مقصر نیستند. اما با این وجود نمیتوانند یکدیگر را انکار کنند. چون حتی اگر ارتباط دلیشان با هم قطع شود باز هم همیشه شناسنامهای در کشوی میزشان هست که اگر به صفحه اولش نگاهی بیندازند یادشان میآورد که با هم خانوادهاند. این شناسنامه در مورد مستندسازان ما تیتراژ فیلمهایی است که نام «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» را به عنوان تهیهکننده دارد. نامی که اتفاقا در تیتراژ لااقل برخی از مستندهای اکثر تحریمکنندگان جشنواره «سینما حقیقت» وجود دارد.
مرتبط :
رضا درستکار: نامه مستندسازان سیاسی نیست
ناصر صفاریان: یک اعتراض محترمانه
محمود رحمانی: نامه اخير به معنای اعتراض به مديران مركز گسترش نيست
محمد آفريده: جشنواره «سينما حقيقت» در واقع خانه مستندسازان است |
|
نظر(۰) |
ساعت ۱۷:۱۸
لينک |
|
|
|
|
|
نظرات خوانندگان |
|
|
|
|
|
<< صفحه بعدی |
صفحه قبلی >> |
|
|
|
© Copyright weblog 2003 |
| |