جستجو در وبلاگ:

من روایت می‌کنم
وب‌نوشته‌های مرضيه رياحی

6

۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۴:۴۳

● لينکدونی‌ بايگانی
«هاشم میرزاخانی» مدیر عامل انجمن سینمای جوان شد
Tribute To The One & Only Michael Jackson
محمد تاجیک: رسانه‌های دولتی رسانه‌هایی فاقد تاثیرگذاری لازم
«کوئنتین تارانتینو» رئیس هیات داوران جشنواره ونیز شد
واکنش به ادعای لیلا اوتادی و ماجرای بالاترین دستمزد بازیگر زن سینمای ایران
فیلم‌های منتخب سه بخش جشنواره کن اعلام شد/ کیارستمی نامزد نخل طلا
مگر باز بی‌دلیل به شهر پا گذاشته‌ای؟

● وبلاگ‌ها
زرشک پلو با کچاب
پستچی هميشه دو بار زنگ می‌زند
هوشنگ گلمکانی
ناتور
خوابگرد
حرفه؛ خبرنگار
همشهری كاوه
مريم منصوری
آقای اولد‌فشن
اميد نجوان
از زندگی
حميدرضا پورنصيری
لابیرنت
كتابلاگ
محمد تاجيک
ساناز اقتصادی‌نيا
وضعيت آخر
قلم‌های کاغذی
هادی آفريده
تیله‌باز
حسین نوروزی و بانو
حسن هندی
شاهین شرافتی

● لينک‌های ورودی
whois.domaintools.com
www.najvan.blogfa.com
www.ketablog.ir
labynth.blogfa.com
sirosafar.blogfa.com
www.natoor.com
www.bigfinder.de
www.google.com
rah-e-man.net
caja.blogeters.com

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۱۰۵ بازديد
ديروز: ۴۳۸ بازديد
اين ماه: ۵۲۳۹ بازديد
از ابتدا: ۳۶۱۳۰۹ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6
۲۹ مهر ۱۳۸۶ .
جدا شدن از پوسته‌ها .

مراسم اختتاميه نخستين جشنواره فيلم مستند ايران: «سينما حقيقت» ديشب برگزار شد و برگزيدگان معرفی شدند.
قطعا اين جشنواره مثل هر جشنواره ديگری نقاط قوت و ضعف‌هایی داشت كه اين وبلاگ جايگاه نوشتنش نيست اما چيزی كه در اين جشنواره من را به عنوان يك دوست‌دار سينمای مستند ناراحت می‌كرد برخورد مستندسازان با فيلم‌ها بود. آن طور كه تصور می‌كردم از جشنواره استقبال نشد. خصوصا در بخش بين‌الملل. نمايش مستندهای مطرح دو سال اخير جهان فرصت بسيار خوبی برای مستندسازان بود تا آثارشان را با مستندهای روز جهان بسنجند اما بيشترشان فقط به فكر اين بودند كه ببينند همكارهای داخلی‌يشان چه كار كردند. در زمان برگزاری جشنواره از چندتاشان پرسيدم كه چرا نمی‌روند مستندهای بين‌الملل را ببينند و همه‌شان مستقيم يا غيرمستقيم گفتند كه برایشان مهم‌تر است كه مستندهای رقيب‌های داخلی را ببينند!
البته اين فضا نه فقط در سينمای مستند كه در كل سينمای ما وجود دارد. فيلمسازهای ما عادت كردند كه مدام بغل همديگر بنشينند و از روی دست هم نگاه كنند و همين نگاه است كه باعث می‌شود اين سينما با وجود تمام قابليت‌ها نتواند به مديوم‌های جهانی نزديك شود.
در سينمای حرفه‌ای فرصت تجربه كردن كمتر وجود دارد يا درست‌تر اين است كه به خاطر هزينه‌های بالای فيلمسازی و وجود شخصی به نام تهيه‌كننده، فيلمسازها كمتر جرات تجربه كردن ژانرهای جديد را دارند.
اما در سينمای مستند به خاطر هزينه‌های كمتر فيلمسازی و پديده ديجيتال اين فرصت بيشتر وجود دارد و می‌شود ژانرهای جديد را تجربه كرد و به مديوم جهانی نزديك شد.
مستندسازهای ما بايد اين پوسته‌ی دورشان را بشكنند. بايد به خودشان فرصت تجربه كردن بدهند و بايد با آثار روز سينمای مستند جهان آشنا باشند.
توی اين جشنواره چون «پايگاه خبری فيلم كوتاه» در سينما فلسطين جايگاه داشت و بايد مدام تمام روز درباره پايگاه توضيح می‌دادم، فرصت فيلم ديدن نداشتم. تنها فيلمی كه توانستم ببينم عراق تكه‌تكه شده به كارگردانی جيمز لانگلی بود. فيلمی كه ديدنش برای تمام مستندسازان لازم است. نوع برخورد كارگردان با سوژه و خصوصا تدوين هوشمندانه اين فيلم فوق‌العاده است.
لانگلی برای ساخت اين مستند 2 سال در كنار مردم عراق زندگی كرده و تصويربرداری، صدابرداری، تدوين و حتی موسيقی فيلم را هم خودش ساخته است. در حالی كه اگر قرار بود چنين فيلمی را يك ايرانی بسازد حداقل با 20 نفر سرصحنه می‌رفت!
لانگلی به دعوت جشنواره در تهران حضور داشت و پس از نمايش فيلم در نشستی به سوالات سعيد ابوطالب پاسخ داد. وقتی خبر اين نشست را خواندم فكر می‌كردم ابوطالب كه در شرايط مشابهی برای مستندسازی در عراق حضور داشته، سوالات قابل تاملی از جيمز لانگلی خواهد كرد اما ابوطالب بيشتر در پی اين بود كه بگويد لانگلی به عنوان يك آمريكایی از شرايط ايده‌آلی در عراق برخوردار بوده و مدت زمان طولانی ساخت فيلم، دليل موفقيت‌اش است.
عراق تكه‌تكه شده به نظرم برای تمام مستندسازان ما يك كلاس درس بود. لانگلی در اين مستند از تمام پوسته‌ها جدا شده و اين دليل موفقيت فيلم است.
اميدوارم روزی برسد كه مستندسازان ما هم چنين جراتی پيدا كنند و بتوانند به جای پنهان شدن پشت تصاوير زيبا و تجربه‌های ديگران به مواجهه با سوژه بروند. سينمای مستند را حس كنند و بتوانند اين ميل به حقيقت‌يابی در تماشاگرانشان را ارضا كنند.

نظر(۵) ساعت ۲۱:۴۵ لينک
۲۴ مهر ۱۳۸۶ .
جشنواره «سينما حقيقت» افتتاح شد .

جشنواره سينمای مستند ايران: «سينما حقيقت» روز گذشته 23 مهرماه آغاز به كار كرد.
پيش از اين جشنواره مستند كيش به مديريت «كامران شيردل» شش دوره در جزيره كيش برگزار شد. جشنواره‌ای كه در همان شش دوره‌ی برگزاری جايگاه ويژه‌ای ميان مستندسازان، روزنامه‌نگاران و منتقدين پيدا كرده بود. بعد از متوقف شدن برگزاری جشنواره كيش در دوره هفتم، برگزاری جشنواره «سينما حقيقت» در پايتخت غنيمتی است برای فعالان اين عرصه.
بر پرده رفتن بسياری از مستندهای مطرح سال 2006 و 2007 از جمله سيكو ساخته مايكل مور، يك حقيقت ناخوشايند ساخته ديويد گوگنهايم با حضور ال گور، كابوس داروين ساخته هوبرت ساوپر، طرح‌های فرانك‌گری ساخته سيدنی پولاك، صومعه ساخته پرنيل رزگرونجر و برگزيدگان جشنواره‌های آمستردام و هات‌داكز، اتفاق بزرگی برای سينمای مستند ايران است.
جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران: «سینما حقیقت» تا عصر جمعه 27 مهرماه 138۶ در «سینما فلسطین» و «سینما قیام» تهران برپا خواهد بود.

_ «پايگاه خبری فيلم كوتاه» طبقه دوم سينما فلسطين جايگاه دارد. عمده‌ترين سوالی كه ديروز در مورد پايگاه می‌پرسيدند اين بود «وابسته به انجمن سينمای جوانان هستيد يا مركز گسترش سينمای مستند تجربی؟»
وقتی جواب می‌دادم هيچ‌كدام، ما مستقل هستيم، اول يكم چپ‌چپ نگاهم می‌كردند و بعد می‌پرسيدند «چرا اين كار را می‌كنيد؟» 

مرتبط:
مستندهای خوب برای آخر هفته‌ی شما!

نظر(۲) ساعت ۱۲:۱۱ لينک
۱۶ مهر ۱۳۸۶ .
با يك فصل تاخير .

تابستان 8۶، آذربايجان شرقی و غربی.

مسجد كبود تبريز





 

 

 













مقبره شيخ صفی‌الدين اردبيلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقبره شيخ صفی‌الدين اردبيلی


 

 

 

 

 

 

 

 



در مسجد كبود تبريز
























نظر(۲) ساعت ۲۲:۲۶ لينک
۱۰ مهر ۱۳۸۶ .
کسی به قطار ایستاده سنگ نمی‌زند! .

طراح پوستر محمد شيروانی«پايگاه خبری فيلم كوتاه» امروز سه ساله شد. در سه سال گذشته دوستانی همراه‌مان بودند كه مرجان رياحی در يادداشتش همه را نوشته؛ اما من دلم می‌خواد از تنهایی‌هايمان بنويسم. از روزها و شب‌هایی كه هيچ‌كس نبود جز خدایی كه هميشه هست.
دلم می‌خواد از لحظه‌هایی بنويسم كه همه‌ی اميدم به يك مو رسيد و پاره نشد. از قبض‌های تلفن و موبايل سر ماه. از سه سال با اضطراب خبر فردا خوابيدن. از روزهایی كه هيچ‌كس نبود و من مدام به خودم دلداری می‌دادم كه من می‌توانم. كه چاره‌ای نداشتم جز توانستن.
تنهایی‌های اين مدت خيلی چيزها يادم داد. خيلی چيزها را از سر نياز ياد گرفتم. تنهایی اين مدت بزرگ‌ام كرد. بهم فهماند كه هر سلامی از سر دوستی نيست و هر دوستی قرار نيست كه دوست بماند.
«پايگاه خبری فيلم كوتاه» امروز سه ساله شد و من تمام لحظه‌های اين سه‌ سال را خط به خط به ياد دارم. هنوز يادم است سال گذشته وقتی پايگاه جايزه رسانه‌ی برتر بيست‌وسومين جشنواره فيلم كوتاه تهران را گرفت، اين جايزه از ليست جوايز همه‌ی خبرگزاری‌ها (بجز يك مورد) و روزنامه‌ها حذف شد!
يادم است يكی از همكاران عزيزمان حتی به دوستی كه تلفنی ازش پرسيده بود اين جايزه را چه رسانه‌ای گرفته، گفته بود اصلا چنين جايزه‌ای اهدا نشد!
و يادم است كه در تمام اين سه سال هرگاه همكاری چنين جايزه‌ای گرفت نه تنها خبرش كه تبريك پايگاه را هم منتشر كردم.
دلم می‌خواهد از صنف‌ها و انجمن‌هایی بنويسم كه هميشه از حمايت پايگاه برخوردار بودند اما به خاطر منافع مالی‌يشان، ما را به همه چيز تبديل كردند. كسانی كه ما مادرانه در مقابلشان از حقوق‌‌به حق‌مان گذشتيم اما آنها آن‌قدر انسانيت نداشتند تا لااقل پشت‌سرمان دروغ نبافند!
من و مرجان رياحی در اين سه سال ياد گرفتيم كه صبور باشيم. همان‌طور كه مرجان در يادداشتش نوشته «خوشبختانه در این سه سال آموختیم که از اتفاقات عجیب و غریب پیرامون‌مان زیاد شگفت‌زده نشویم؛ چون ایمان داریم کسی به قطار ایستاده سنگ نمی‌زند!»

نظر(۷) ساعت ۱۱:۲۱ لينک
۰۴ مهر ۱۳۸۶ .
چ مثل چه‌گوارا .

یكی‌، دو سال پیش بود. تو همین میدان ولی‌عصر خودمان. گشت نیروی انتظامی یك پسری را گرفته بود. به جرم اینكه روی تی‌شرت‌اش عكس «چه‌گوارا» بود!
عصر دیروز - سه‌شنبه 3 مهر- بزرگداشت مبارزان جهان‌وطنی با عنوان «چ، مثل چمران» با حضور مهدی چمران و فرزندان چه‌گوارا در تالار فنی دانشگاه تهران از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، مركز فرهنگی میثاق و خانه آمریكای لاتین برگزار شد.
به نقل از ايسنا آلیدا گوارا دختر چه گوارا در این مراسم گفت: «می‌توانیم آداب و رسوم متفاوتی با یكدیگر داشته باشیم اما باید آن را از درون حفظ كرد. از این رو ما نیاز به مبارزه برای عدالت حقیقی داریم. وقتی بی‌عدالتی در هر مكانی شكل می‌گیرد، ما باید توانمند باشیم و با اتحاد با یكدیگر بر آن فائق آییم.
دولت ایالات متحده آمریكا دشمن مشترك ماست؛ بنابراین باید نیروهایمان را برای مبارزه با آن متحد كنیم. هیچ‌كس حق ندارد به ملت بگوید باید چه كند و چگونه بر مشكلاتش پیروز شود. نمی‌توانیم به قطعات كوچك فكر كنیم و آن‌گاه انتظار پیروزی داشته باشیم. باید به ملت عظیم اندیشید كه در آن تمام مردان و زنان برای عدالت مبارزه می‌كنند.»
عصر امروز - چهارشنبه‌ 4 مهر- «آلیدا گوارا» در شبكه سوم سیما. برنامه «ماه عسل» ویژه ماه رمضان. دختر چه گوارا از آزادی و صلح جهانی می‌گوید.
مجری برنامه بخش‌هایی از وصیت چه‌گوارا را می‌خواند. به روح چه‌گوارا و تمام آزادمردان جهان كه برای صلح جهان جنگيده‌اند، درود می‌فرستد. از دختر چه‌گوارا سوال می‌كند كه آيا با دولتمردان آمريكایی به عنوان دختر چه‌گوارا يك آزادمرد صلح طلب به دليل تحريم شديد كوبا وارد مذاكره شده است يا نه؟
دختر چه‌گوارا می‌گويد «دولت‌ها اصلا مهم نيستند. چون دولت‌ها می‌آيند و می‌روند و اين ملت‌ها هستند كه می‌مانند. ملت‌ها بايد با هم برای صلح جهانی متحد شوند.»
دولت ایالات متحده آمریكا دشمن مشترك ماست. دولت‌ها اهميت ندارند. ملت‌ها بايد با هم متحد شوند. چ مثل چمران. زير هر سقفی برای آزادی هر ملتی. چ مثل چه‌گوارا. زير پرچم هر كشوری از هر ملتی وقتی برای صلح مبارزه كنی برای آزادی ملت خودت هم مبارزه كردی چون آزادی ملت تو در گروی آزادی جهانی است. الله اكبر. افطار است... 

مرتبط :
حضور فرزندان چه گوارا در مجلس
ارنستو، بخواب که خوب خوابیده‌ای!

نظر(۷) ساعت ۲۱:۲۳ لينک
۰۲ مهر ۱۳۸۶ .
وطن منم؛ منم كه پَرپَر می‌زنم! .

وطن يعنی كوچه‌ پس‌كوچه‌های تَه‌شهر، يعنی اينجا. وطن همين بچه‌هایی‌اند كه از سپيده صبح تا تنگ غروب تو اين كوچه‌های باريك بازی می‌كنند. بچه‌هایی كه حياط خانه‌های ۴0 متری‌يشان كوچه‌ست.
وطن صدای پای پيرمرد، پيرزن‌هایی‌يه كه دم سحر می‌روند مسجد سركوچه. وطن يك كاسه‌ی گُل‌سرخی آش نذری همسايه‌ست.
وطن همين اكبرآقا بقال سركوچه‌مان‌ست كه به بهانه‌ی يك حلب روغن ۵ كيلویی يا يك گونی برنج با زن مستاجر تَه كوچه می‌خوابد.
وطن فرياد الله‌اكبر پسركور همسايه‌ست كه دم هر نوبت اذان از ديوار چسبيده به اتاقم می‌‌شنوم. وطن زن طبقه‌ی بالاست كه گونی‌گونی سبزی پاك می‌كند واسه مردم و آشغال سبزی‌هايش را مامان از تو پله‌ها جارو می‌كند. وطن اول هر ماه است وقتی يك‌هفته، ده روزی همسايه‌های طبقه‌ی بالا و پائين را نمی‌بينيم. وطن داد و بی‌داد كردن بچه‌های همسايه تو پله‌ها بعد از پرداخت اجاره‌ خانه‌ست.
وطن نان ‌بربری داغ دم افطار است كه پسر همسايه‌ی تَه كوچه به بهانه‌ی ديدن دختر طبقه‌ی پائين به ما هم می‌دهد. وطن اينترنت Dial up با سرعت ۴0 كيلوبايت است. وطن يعنی همين فيلم «نصف مال من، نصف مال تو». وطن شهرام رحيمی و نويد نادری نفرات اول كنكور تجربی و رياضی‌اند كه بين هر برنامه‌ی تلويزيونی 100 دفعه تو 2 تا آگهی متفاوت می‌گويند چون كانون فرهنگی آموزش رفتند و كتاب‌های گاج را خوانده‌اند كنكور قبول شدند. وطن منم كه می‌خوام آسمان را ببينم...

- از مريم مهتدی عزيز ممنونم كه من را به بازی وطن دعوت كرد. منم از هر كسی كه دلش بخواهد از وطن بنويسد، دعوت می‌كنم!  

نظر(۴) ساعت ۱۵:۱۲ لينک
۰۱ مهر ۱۳۸۶ .
20 سال پيش در چنين روزی! .

اول ماه مهر هميشه يك حس عجيبی دارد. هميشه تو اين روز خيلی حالم خوب است. امروز داشتم به روز اول مدرسه‌ام فكر می‌كردم. به آن كيف دستی قهوه‌ای بزرگ. به كتانی‌های صورتی‌ام. به پاك‌كن لاكتيس با آن حيوان‌های خطی رويش. به جعبه‌ی مداد رنگی شش رنگه‌ام. به سرمدادی پسرشجاع. به آن آلاسكاهای 2 تومانی.
بعد يك دفعه دلم خواست بروم و به پرونده‌ی دوران دبستان‌ام يك نگاهی بيندازم. آن نمره‌های 20 توی كارنامه حال آدم را خوب می‌كند. همين‌جور داشتم به كارنامه‌ی كلاس اول‌ام، اسم معلم‌ام، مدير مدرسه و... نگاه می‌كردم كه چشمم خورد به سال تحصيلی ۶7- ۶۶.
ديدن اين اعداد يك دفعه شوكه‌ام كرد. من سال ۶۶ رفتم كلاس اول؟ يعنی دقيقا 20 سال پيش؟
باورم نمی‌شود كه 20 سال پيش باشد. پس چرا من همه چيز موبه‌مو يادم است. حياط مدرسه. صفی كه بستيم. كلاس‌مان. آن 2 صفحه‌ای را كه روز اول خط خطی كرديم. زنگ تفريح. ليوان قرمز پلاستيكی تاشو. يقه‌ی توری‌ و تِل سفيد‌ام!
گاهی زمان از دست آدم درمی‌رود. هنوز شوكه‌ام و هی از خودم می‌پرسم واقعا 20 سال پيش بود؟

نظر(۴) ساعت ۱۴:۰۳ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>

بايگانی
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵

برو به تاريخ:



صفحات
۱

سايت‌ها

Short Film News
پایگاه خبری فیلم کوتاه
پندار
بنياد گلشيری
راديو زمانه
قاسم كشكولی

 

ارتباط

marziyeh.riahi@googlemail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003