جستجو در وبلاگ:

من روایت می‌کنم
وب‌نوشته‌های مرضيه رياحی

6

۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۴:۵۶

● لينکدونی‌ بايگانی
«هاشم میرزاخانی» مدیر عامل انجمن سینمای جوان شد
Tribute To The One & Only Michael Jackson
محمد تاجیک: رسانه‌های دولتی رسانه‌هایی فاقد تاثیرگذاری لازم
«کوئنتین تارانتینو» رئیس هیات داوران جشنواره ونیز شد
واکنش به ادعای لیلا اوتادی و ماجرای بالاترین دستمزد بازیگر زن سینمای ایران
فیلم‌های منتخب سه بخش جشنواره کن اعلام شد/ کیارستمی نامزد نخل طلا
مگر باز بی‌دلیل به شهر پا گذاشته‌ای؟

● وبلاگ‌ها
زرشک پلو با کچاب
پستچی هميشه دو بار زنگ می‌زند
هوشنگ گلمکانی
ناتور
خوابگرد
حرفه؛ خبرنگار
همشهری كاوه
مريم منصوری
آقای اولد‌فشن
اميد نجوان
از زندگی
حميدرضا پورنصيری
لابیرنت
كتابلاگ
محمد تاجيک
ساناز اقتصادی‌نيا
وضعيت آخر
قلم‌های کاغذی
هادی آفريده
تیله‌باز
حسین نوروزی و بانو
حسن هندی
شاهین شرافتی

● لينک‌های ورودی
whois.domaintools.com
www.najvan.blogfa.com
www.ketablog.ir
labynth.blogfa.com
sirosafar.blogfa.com
www.natoor.com
www.bigfinder.de
www.google.com
rah-e-man.net
caja.blogeters.com

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۱۲۶ بازديد
ديروز: ۴۳۸ بازديد
اين ماه: ۵۲۶۰ بازديد
از ابتدا: ۳۶۱۳۳۰ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6
۲۷ آبان ۱۳۸۸ .
بسته‌ها .

بسته یک: امروز بعد از چند هفته به صندوق پستی «پایگاه خبری فیلم کوتاه» سر زدم و دو بسته دریافت کردم. بسته اول فصلنامه «انشا و نویسندگی» بود.
در کاور بسته نوشته شده بود «مرضیه ریاحی» که یعنی گیرنده منم. اما هیچ نام و نشانی از فرستنده نبود.
راستش شناسنامه و تمام صفحات فصلنامه را زیر و رو کردم اما متاسفانه هیچ نام آشنایی نیافتم که بتوانم حدس بزنم فرستنده بسته کیست.
فکر کردم شاید فرستنده بسته مخاطب این وبلاگ باشد بنابراین می‌خواهم از خانم یا آقای عزیزی که لطف کردند نخستین شماره فصلنامه «انشا و نویسندگی» را برایم فرستادند تشکر کنم.
لطفا اگر از این پس هم قصد دارید من را مرهون الطاف خود قرار دهید نام و شماره‌ای از خودتان برایم بگذارید که امکان تشکر داشته باشم.

بسته دو: گفتم دو بسته دریافت کردم. بسته دوم یکی از جالب‌ترین بسته‌هایی است که تا به حال دریافت کردم.
«پایگاه خبری فیلم کوتاه» یک سال است که امکان رایگان عضویت در بخش فیلم‌ها را راه‌اندازی کرده که فیلمسازان برای عضویت در این بخش باید کپی فیلم و عکس فیلم‌هایشان را برایمان بفرستند و خودشان فرم آنلاین عضویت را که شامل بیوگرافی و فیلموگرافی است پر کنند.
یکی از دوستان فیلمساز مثل خیلی‌های دیگر این فرم را ناقص پر کرده بودم که بهش ایمیل زدم و خواستم بیوگرافی‌اش را برای تکمیل صفحه ایمیل کند.
حالا ایشان لطف کردند حدود نیم کیلو کاغذ A4 (لال شوم اگر دروغ بگویم!) از کلیه سوابق فرهنگی و هنری‌شان برایمان فرستادند. که این سوابق شامل کپی تمام لوح‌ها، تقدیرنامه‌ها و گواهی حضورهای ایشان در جشنواره‌های مختلف است. به اضافه کپی بریده جرایدهایی که تا به امروز گفت‌وگو یا خبری از ایشان منتشر کرده‌اند.
فقط من مانده‌ام معطل که چطور فراموش کردند که کپی کارت‌های «صد آفرین» دوران ابتدایی و راهنمایی‌شان را هم بفرستند!!!
چون متاسفانه این سوابق از دوران دبیرستان ایشان شروع می‌شود و خب یکمی ناقص است دیگر!

ساعت ۱۲:۴۱ لينک
۲۴ آبان ۱۳۸۸ .
ترجیحات شخصی 1 .

مردهای متاهل خانم‌باز، خیلی بهتر از پسرهایی هستند که دوست‌دخترهایشان را انکار می‌کنند!

ساعت ۲۱:۳۴ لينک
۰۵ آبان ۱۳۸۸ .
As soon as possible .

خسته و گیج و خواب آلوده‌ام. گاهی احساس می‌کنم دیگه قدرت جمع‌جور کردن و پیش بردن کارهام را ندارم. گاهی دلم می‌خواد همه چیز را ول کنم و برم. دلم می‌خواد هیچ به ایمیل‌های As soon as possible محل نذارم. اصلا به روی خودم نیارم که باید بهشان جوابی بدم.
دلم می‌خواد لپ‌تاپ را خاموش کنم و برم راحت روی تختم دراز بکشم و همه زنگ‌های موبایلم را ریجکت کنم!
شایدم اصلا خاموشش کنم و پرتش کنم زیر تخت که دست خودم و هیچ کسی بهش نرسه.
باید در اتاقم را هم قفل کنم چون ممکنه مامان باز هم بی‌هوا بیاد پشت سرم و داد بزنه بیا با هم صبحانه بخوریم.
بهش می‌گم «باشه می‌یام باید چندتا ایمیل بزنم». اونم می‌ره توی آشپزخانه و چند دقیقه بعد داد می‌زنه «من واسه تو نون بربری خریدم!»
کاش می‌شد ایمیل‌های As soon as possible را ول کنم و برم نون بربری بخورم. لقمه از گلوم پایین نرفته دوباره این تلفن لعنتی زنگ می‌زنه. چه خبره اینجا؟ باشه، خب بهش زنگ می‌زنم. آن نامه را هم ترجمه می‌کنم. به خدا پنج‌بار فرستادم اما آنها نمی‌فهمن و هی جواب بی‌ربط می‌دن. اون خبر را هم کار می‌کنم. حالا یکم صبر کن سایت جشنواره هنوز اعلام رسمی نکرده.
آره می‌دونم این فیلمسازها که کار خبری سرشان نمی‌شه یک هفته خبرشان را کار نکنی و منتظر اعلام رسمی سایت جشنواره بشی فکر می‌کنند باهاشون پدرکشتگی داری و نمی‌خوای مطرح بشن. می‌رن سکه می‌خرن می‌دن به خبرنگار ... و... تا دو خط خبر اشتباه ازشان بره.
حالا با این اوضاع چه فرقی می‌کنه که سایت جشنواره اعلام کرده یا نه؟
اه، خسته شدم گند بزنند به جشنواره و سایتش و همه‌ی این فیلم‌ها. بابا من خوابم می‌یاد سیزده‌، چهارده روزه درست نخوابیدم!
چشم‌هام درد می‌کنه فکر کنم آن دکتر احمق درمانگاه یک اشتباهی تو انتخاب شماره عینکم کرده. دو ساعت که عینک می‌زنم، بعدش چهارساعت سردرد می‌گیرم.
باید این چشم‌های لعنتی را لیزیک کنم. آن دکتر احمقه می‌گفت یک میلیون می‌گیرم اما اعتباری بهش نیست. تازه ... و...و... می‌گن عینک بهم می‌یاد!
هه، اصلا به اونها چه ربطی داره. چرا همه به کارهایی که بهشان ربطی نداره دخالت می‌کنند؟!
الله اکبر، دارن اذان می‌گن. ای بابا مگه ظهر شد؟

ساعت ۱۱:۴۹ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>

بايگانی
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵

برو به تاريخ:



صفحات
۱

سايت‌ها

Short Film News
پایگاه خبری فیلم کوتاه
پندار
بنياد گلشيری
راديو زمانه
قاسم كشكولی

 

ارتباط

marziyeh.riahi@googlemail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003