برخلاف آن چیزی که ظاهرا خیلیها این روزها درباره من فکر میکنند (و من نمیدانم چرا؟) هیچم everything من ok نیست!
هفت روز گذشته اگر نخوام بگم بدترین؛ میتونم بگم یکی از بدترین هفتههای زندگیم بوده. نمیدونم چرا تو چند روز گذشته همه میخواستند یک جوری به من بفهمانند که آدم مهمی نیستم و اصلا براشون اهمیتی ندارم. حال آنکه اینجانب کاملا بر این امر واقف بوده و هیچ ادعایی در این زمینه نداشته و ندارم!
تو این چند روز با هر کسی که برخورد میکردم بیخودی از این لبخندهای گشاد تحویل میدادم و سعی میکردم موقر و متین به نظرم بیام. اما حقیقت اینه که بارها، واقعا بارها دلم میخواست یک حالی به اجداد و نیاکان خیلیها بدم!
فکر کنید بین همهی اتفاقات مزخرف این چند روزه، یک خانم ژورنالیست لهستانی که باهاش تو جشنواره زوم آشنا شدم امروز یک ایمیل فرستاده و زیرش نوشته:
Wish You a lot of cakes, flowers and nice man around
خیلی تعارف بامزهای بود، اونم تو ایران! دلم میخواست براش ایمیل بزنم و بنویسم یادم نمییاد تو این 28 سال زندگیم حتی یکبار، یک nice man را محض قسم دور و برم دیده باشم. در عوض تا دلت بخواد دور و برم awful men ریختهها!
اما از آنجایی که هنوز هم مجبورم در روابط رسمیام همانطور موقر و متین به نظرم بیام؛ برایش نوشتم Happy March 8 همان جملهای که امروز حتی یکی از همان awful men هم برایم نفرستاد!!!
پینوشت:
خب میدانم که توضیح واضحاته اما به دلیل پارهای سوءتفاهمهای پیش آمده مجبورم که توضیح بدم. منظور من از مردهای دور و برم به هیچ عنوان همکاران و دوستهای عادی مسلما نبوده. چون مرد دور و بر کاملا معنی واضحی دارد. یعنی مردی که به چشم دوست عادی و همکار به من نگاه نمیکنه. تو این چند روز چند تا دوست عادی با ایمیل یا حضوری به من گفتند که با این مطلب بهشان توهین کردم. راستش این برخوردها من را یکجوری به شک انداخته، ببینم نکنه شما هم؟!
نکته دوم اینکه یک دوست ناشناخته لطف کرده به این مطلب با عنوان «روز زن (8 مارس): پس nice man من كو !؟ / مرضيه رياحی» تو بالاترین لینک داده. واقعا سپاسگزارم از لطفتان ولی باور کنید قضیه به این شوریها هم که شما تصور کردید نیستها!