|
گاهی به این صفحه زل میزنم و به خودم میگم «باید یک چیزی اینجا بنویسم!» هر چی باشه وبلاگ واسه نوشتنه. اما آخه مگه میشه همه چیز را نوشت؟ یک روزهایی هست که دلم میخواد تو این وبلاگ فریاد بزنم. به خودم و دیگران و در و دیوار بد و بیراه بگم. بگم که چقدر خستهام از خودم و خیلیها. میشینم پای این کیبورد و مینویسم. از همهی آن چیزهایی که باید و نباید. مینویسم که تمام شن برام. مینویسم که فراموش کنم. مینویسم که نوشته باشم و یادم نره که هنوز «نوشتن» عزیزترین چیزه برام. مینویسم که دلم خنک شه. مینویسم و تو همهی این نوشتههام از همهی آدمهایی که بیدلیل آزارم میدن انتقام میگیرم. همینطور که تکتک آن آدمهای بیمار را سرجاشون میشونم؛ کمکم این صفحه را پاک میکنم. پاک میکنم که پاک شن از ذهنم و بتونم آنقدر به خودم مسلط بشم که وقتی دوباره چشمم بهشان افتاد بگم «سلام».
|